عاشقانه های حدیث و میلاد

به نام آنکه عشق را آفرید

قفس تنهایی

 

 

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

 

حالا که دری هست مرا بال و پری نیست

حالا که مقدر شده آرام بگیرم

سیلاب مرا برده و از من اثری نیست

بگذار که درها همگی بسته بمانند

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست . . .

نوشته شده در جمعه 27 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 21:57 توسط حدیث+میلاد| |

 

خوشبختی من پیدا کردن “تو” از میان این همه ضمیر بود . . .


 

نوشته شده در جمعه 27 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 21:42 توسط حدیث+میلاد| |

دوست میدارمت!!

 

 

 

 

دوستی مثل گل است

باید آن را بو کرد

باید آن را فهمید

باید آن را پایید

دوستی عین غم است

در نگاه مهتاب

یا که یک نغمه ی شاد

از پرستو در باد

دوستی حادثه نیست

دوستی جاذبه نیست

دوستی دست شماست

دوستی برق دو چشمان شماست

دوستی مهر شماست

دوستم باش و بدان


دوست میدارمت

 

نوشته شده در جمعه 27 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 21:40 توسط حدیث+میلاد| |


آخرين مطالب
» <-PostTitle->

Design By : RoozGozar.com